تبلیغات
سر ارادت ماو آستان حضرت دوست که هر چه برسر ما می رود ارادت اوست. - جزوه ی کامل دستور زبان فارسی 6
سر ارادت ماو آستان حضرت دوست که هر چه برسر ما می رود ارادت اوست.
خدا عاقبتت را بخیر کند.
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من


جزوه ی کامل دستور زبان فارسی

دستور زبان فارسی

( این جزوه ویرایش شده است مطالعه فرمایید و ازنظرو انتقاد خود ما رامطلع فرمایید)

بخش اول

تعریف دستور زبان: دستور زبان فارسی دانشی است که ما را به درست نوشتن و درست گفتن وا می دارد. هر زبان نیازمند به کلمه ها و واژه هایی است و هر کلمه از تعدادی حرف تشکیل شده است.

زبان فارسی دارای 33 حرف است که هشت حرف آن: ث- ح- ص- ض- ط- ظ- ع- ق مخصوص زبان عربی است و 4 حرف آن: پ- گ- چ- ژ مخصوص زبان فارسی و بقیه در دو زبان مشترک هستند.

-حذف در جمله

گاه ممکن است هر یک از ارکان جمله حذف گردند. حذف به دو طریق صورت می گیرد: اول به قرینه لفظی و دوم به قرینه معنوی. و اما اینک انواع حذف در جمله:

1-حذف فعل: برخی از فعلها برای قشنگی عبارت یا مختصر کردن کلام حذف می شوند. حذف فعل نیزیا به قرینه لفظی و یا به قرینه معنوی است. مثلا در عبارت زیر فعلها به قرینه لفظی حذف گردیده اند: " حکیمان دیردیرخورند و عابدان نیم سیر.(یعنی: وعابدان نیم سیر خورند). چون فعل خورند در جمله ی اول ذکر شده در جمله دوم حذف شده است. یا در این مثال: اگر هست مرد از هنر بهره ور / هنر خود بگوید، نه صاحب هنر. بنابراین باید دانست که در جمله هایی که فعل به قرینه لفظی حذف می گردد باید فعل ذکر شده با فعل حذف شده از همه نظر یکی باشد. درمثالهای زیر فعل ها به قرینه ی معنوی حذف گردیده اند: " معنای این جمله را نه تو دانی و نه من. فعل می دانم در جمله دوم حذف گردیده است که ازمفهوم جمله ی اول استنباط می شود. یا در این مثال: به منزل ما می آیی؟ نه. ( یعنی نه نمی آیم). یا مثلا به کسی گفته می شود: خواهش می کنم تشریف ببرید و او می گوید: چشم. (یعنی می روم.) یا در این مثال: هر که او بیدارتر پر دردتر/ هر که او آگاه تر رخ زردتر( که فعل ربطی است از آخر بیدارتر- پردردتر- آگاه تر- و رخ زردتر حذف شده است.) یا در این مثال: خبری که دانی دلی بیازارد تو خاموش تا دیگری بیارد.

2- حذف فاعل یا مسندالیه یا نهاد: در نمونه های زیر فاعل یا مسندالیه یا نهاد حذف شده است: حسین به خانه ی ما آمد و برگشت. یا در این مثال: " نسیم خنکی پابرچین، ازمیان تاریکیها میگذشت و---- آهسته از روی آتشدانهای پرعود و مجمرهای معطر عبور می کرد و---- گرد خاکستر را از گونه ی آتشها می ربود".یا مانند: خدا کجاست؟ همه جا است.

3- حذف مفعول: به  این مثال توجه فرمایید: دیروز کتابی را خریدم و به دوستم هدیه دادم. (یعنی کتاب را به دوستم هدیه دادم).

4-حذف مسند: به این بیت توجه فرمایید: دیدارشد میسر و بوس و کنارهم/ از بخت شکر دارم و از روزگار هم.(در بیت اول منظور این است که دیدار شد میسر و بوس و کنار هم میسر شد. که مسند است و حذف گردیده است و البته در این مثال رابطه هم محذوف است). یا مانند: در شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان چه کسی شهید شد؟ امام علی(ع).

5- حذف حرف: حروف نیز گاهی در جمله حذف می گردند. مانند: سر پر گناهش بباید برید/ کسی پند گوید بباید شنید. که درمصراع دوم حرف اگر حذف شده است. معمولا در پاسخ به پرسش شخص سوال کننده بیشتراجزای جمله ی پاسخ، به قرینه پرسش، حذف میگردد.

5-    ترتیب اجزای جمله

در زبان فصیح فارسی رسم بر این است که هر کدام از کلمه های تشکیل دهنده ی جمله را در جای مخصوص خود قرار دهند، ولی در گذشته کمتر به این موضوع توجه می شده است بخصوص در شعر که شاعر به هیچوجه نمی توانسته است خود را مقید به رعایت این قواعد کند بلکه هدفش ساختن و پرداختن کلامی موزون بوده است که در ذهن شنونده تاثیری عمیق بگذارد. در جمله های فعلیه همانطور که قبلا اشاره شد ترتیب ارکان جمله به این قرار است:

1- فاعل:

2- مفعول بیواسطه

3- مفعول بواسطه(متمم فعل)

4- فعل

و در جمله های اسمیه یا اسنادی ترتیب ارکان جمله بدین قرار است:

1- مسندالیه

2- مسند

3-رابطه( فعل ربطی)

در نمونه ی زیر این قاعده رعایت شده است:

در باغ زیر یک درخت تنومند سیب، پس از چند ساعت بازی و سبکسری به استراحت نشستیم و از هر دری سخنی درمیان آوردیم. آرزوهای شاگردان که تازه می خواستند از مدرسه بیرون آیند گوناگون بود و هر یک آرمانی داشت که برای سایرین با نهایت صراحت و سادگی بیان کرده و از آنها نظر می خواست.

و در این نمونه ها ترتیب ارکان بهم ریخته است:

-امیرالمومنین المستظهربالله نامه درنامه و پیک درپیک روان کرده بود با اصفهان.  وگر او کشته بر دست شاه/ به توران نماند سر و تختگاه.

معمولا در زبان فارسی کنونی فعل را در انتهای جمله می آورند ولی همانگونه که گفته شد این قاعده در همه ی موارد رعایت نمی شود.

جای قید در جمله: همانطور که قبلا اشاره شد قید وابسته به فعل است و وظیفه ی آن مقید ساختن فعل به زمان، مکان و .. است و اغلب آنها در جمله جای ثابتی ندارند. قیدهای زمان اغلب سایر اجزای جمله قرار می گیرند ولی بیشترین آنها پیش از فعل جای می گیرند.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 14 مرداد 1393
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی